معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
نظر طبی تقریبا در مرحله مردن است ، بعد میآیند با یک تزریقاتی یا با تنفسهای مصنوعی این مرده را از نو زنده میکنند و در آخر میگویند : " . . . تا این حد توفیق یافتهاند که نه تنها برق زدهها و غرق شدهها و سکته کردهها را با تنفس مصنوعی و حرکات و ضربات و تزریقاتی به هوش و حیات بیاورند و دستگاه خاموش شده خوابیده قلب و تنفس و غیره را مجددا به کار بیندازند ، بلکه گلوله خوردههای در جنگ و فوت کردههای واقعا مرده را با دمیدن اکسیژن و تحریکات درونی و ترمیم ضایعات و تعویض خون و غیره حقیقتا زنده کنند و این سد غیر قابل عبوری را که سابقا میان موت و حیات تصور مینمودند از بین ببرند " . بعد مثال دیگری ذکر میکنند : " خوابهای چندین روزه و چندین ماهه مرتاضین در قبر و خوابهای طولانی تصادفی که گاه گاه به اشخاصی دست میدهد و همچنین خواب اصحاب کهف که در قرآن و در روایات مسیحیها آمده است ، نمونههای دیگری از امکان تعطیل طولانی حیات انسانی و احیای آن در شرایط مخصوص مساعد میباشد " . پس معلوم میشود که در واقع این فاصله خیلی زیادی که ما میان مرگ و حیات قائل هستیم و خیال میکنیم آن کسی که مرد دیگر مرد و هیچ ارتباط و اتصالی میان مردن و زنده شدن نیست ، این طور نیست ، در واقع مثل این است که مردن و زندگی ، هر دو درجات یک حقیقت هستند . این کسی که میرسد به حد صفر یا پایین تر از صفر ، همانی که ما خیال میکنیم مرده مرده است ، صد در صد مرده مرده نیست ، باز امکان زندگی برای او هست . بعد فصل دیگری تحت عنوان " امکان قیامت و بهشت و جهنم " بیان میکنند که در آنجا مسائلی از قبیل تسریع رشد به وسیله تزریق هورمونها و ترکیب مواد غذایی و بعد مسأله آثار و مکتسبات و ملکات و تأثیر آنها بر روی جمع پیکر و از آن جمله سلولهایی که بعدا منشا حیات مجدد این فرد و یا منشا [ حیات ] فرد دیگر به عنوان نسل میشود ، اینها را ذکر میکنند و تقریبا به همین جاها مطلب ختم میشود . در همین فصل " نمونههای فراوان زنده ماندن یا زنده شدن " مطلبی است که بیشتر به بحث " شخصیت " ما مربوط است . من این مقدار را برایتان میخوانم :